ميرزا خانلرخان

176

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

باهم خورديم . بعد خداحافظ كرده رفت . ما هم وقت عصر رفتيم به بازديد على اكبر خان به قصبهء جومند . در باغ حاجى حسنعلى نشسته بود ، آنجا رفتيم . چند نفر از اهل آنجا هم آمدند . چاى خورديم . تا غروب نشستيم . از آنجا برخاسته رفتم به ارك كه منزل على اكبر خان بود ارك محكمى بود . ميرحسن خان جد عماد الملك ساخته است . خيلى محكم و مشتمل بر همه چيز بوده است . حالا خراب شده . يك عمارت آن باقى است كه على اكبر خان منزل داشت ، خودش با سه نفر نوكر . عماد الملك هيچ خرجى به او نمىدهد . خرجش را بعهدهء حاجى حسنعلى گذاشته ، طفلك خيلى در عسرت است . از آن قلعه چيزى كه برجاست همان منزل على اكبر خان است و برجى كه در درون قلعه است . وقت مغرب التزام قدغن قليان ترياك را از على اكبر خان و حاجى حسنعلى گرفته ، روانهء دلوئى شديم . شب باز در خانهء حاجى شام خورده ، خوابيديم . روز شنبهء پنجم . صبح برخاسته ، سوار شديم ، چهار ساعت از روز رفته به قريهء كاخك كه در چهار فرسخى و آخر خاك گوناباد است رسيديم . آنجا بقعه‌ايست از حضرت سلطان محمد ، برادر حضرت رضا سلام اللّه عليه . بسيار جاى باصفائى است و قصبهء معتبرى است . دو مسجد خوب و يك مدرسه دارد كه حاجى محمد حسين جد مرحوم حاجى كرباسى ساخته و موقوفات بر آنها قرار داده است اين قريه به قدر هزار خانواده رعيت دارد . در سر توليت بقعهء امامزاده ما بين ملا حسن و ميرزا اسمعيل نزاع است . حق با ميرزا اسمعيل بود . ملا حسن را ضرب زدم و منع كردم و تفصيل آنها را به شاهزادهء والى خراسان نوشتم . روز يكشنبهء ششم . صبح برخاسته ، توت آوردند ، خورديم جمعى كثير از زنهاى قريهء كاخك آمدند به شكايت از دست ملا حسن و تعدى نايب عبد الحسين آدم شاهزادهء والى ، كه براى عرض ملا حسن آمده ، بىاعتدالى كرده بود . آنها را اميدوارى داده ، سوار شدم چهار ساعت از روز گذشته